ايرج افشار

279

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

مقدمه روز چهارشنبه 24 سنبله ( 16 صفر ) كه من از سفر لرستان به طهران وارد شدم . لدى الورود شنيدم كه از شيخ خزعل پاره‌اى . . . « 1 » مبنى بر اظهار طغيان و مخالفت با دولت به بعضى جاها رسيده است . شنيدن اين اخبار يك‌مرتبه نظر مرا متوجّه جنوب ساخت و خيال سركوبى شيخ خزعل و تصفيهء امور آن حدود را به خاطرم آورد . اما از آنجا كه همه وقت ميل داشته و دارم كه حتى المقدور كارها به مسالمت تمام شود و خونريزى و جنگجويى پيش نيايد ابتدا طريق مدارا و مماشات را پيش گرفتم . بخصوص چون مىديدم در خوزستان كمپانى نفت جنوب امتيازات و مؤسساتى دارد و ممكن است با پيش آمدن جنگ بهانه‌هايى براى مداخله به دست خارجيان بدهد ، آنچه لازمهء حزم و احتياط بود به عمل آوردم . تا سه‌شنبه 12 عقرب به همين وضع گذشت . در اين تاريخ مسبوق شدم كه شيخ خزعل بكلّى طريق خودسرى و مخالفت پيش گرفته و به تحريك او جماعتى از ايل بختيارى هم دست به همين زمزمه‌ها زده و كم‌كم براى دولت دارند توليد مشكلاتى مىكنند . به همين جهت فورا تمام همّ خود را معطوف امر خوزستان و خاتمه دادن به طغيان و تمرّد شيخ خزعل كرده دامن همّت كمر زدم و بلافاصله

--> ( 1 ) . يك كلمه ناخوانا